
اشاره یکی از دوستان اهل دل به این صفت (خرخونی) موجب شد برای اولین باریه تحلیل بررسی علمی واسه اون ترتیب بدیم. نتیجه نهایی اینکه خر خونی صفت خوبی نیست. یه جور گیر کردن تو قافیه محسوب میشه... (عین تصویر فوق که گیر کردن تو قافیه رو مرحله به مرحله نمایش داده!و جالب اینکه این گیر کردن مدام از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه!!)
اثبات:
فرض اول:
خر + خون =
موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند + مایعی قرمز که در 4 نوع اصلی در بازار یافت میشود.
حال اگه بدانیم این مایع (خون) در خود همین موجود خر هم باشد( یعنی زیر مجموعه مجموعه بزرگتری بنام خر)اجتماع این دو مجموعه برابر مجموعه جامعتر یعنی همان خر خواهد بود. پس تا اینجا داریم:
خر + خون = موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند
فرض دوم:اگر خون را فعل امر مصدر خواندن فرض کنیم:
خر + خون = موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند + فعل امر با مفهوم بخوان.
حال اگه بدانیم این فعل امر در مورد موجودی استفاده شده که هر امری رو اطاعت میکنه (تا حد ظلم به خود)اون امر بدون شک اجرایی خواهد شد. اینجا نیز این امر اجرایی (خرکاری ) زیر مجموعه ای از فاعل خود خواهد بود. اجتماع این دو مجموعه نیز برابر مجموعه جامعتر یعنی همان خر خواهد بود.
پس:
خر + خون = موجودی که در برابر ظلمها سکوت میکند.
فرض سوم:
اگه کلمه خر بازتعریف داشته باشد و بنا بر متون کهن معنی بزرگی و فراوانی را بدهد:
این فرض به کل مردود است. متون کهن چه ربطی به متون فعلی بازار داره؟!
مگه شما هنوز خط میخی تایپ میکنین؟ یا تو مکالمات روزمره به جای فلان... بزرگ میگین فلان...خر!؟
پس: در کل نتیجه میگیریم:
اگه در برابر این صفت سکوت کردین شایسته اونین!!